مرتضى مطهرى
94
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تعريف كنيم ؟ نمىدانيم چگونه بايد تعريف كنيم ولى از خودِ كلمهء « سابق » و از اينكه اين كلمه در قرآن در جاهاى ديگر هم به كار برده شده است شايد بشود اين را به دست آورد . سابقون كسانى هستند كه در همهء خيرات پيشى گرفتهاند ، پيشىگيرندگان هستند . اهل ميمنه هم مسلّم به خيرات رسيدهاند ولى بعد از همه رسيدهاند . اهل ميمنه - از آياتش همچنين مىشود استفاده كرد - مردمى هستند كه يا در ابتدا اهل گناه بودهاند و بعد تائب شدهاند و يا مردمى هستند كه گناه و طاعتشان ، غفلت و تذكرشان با يكديگر بوده ولى در عين حال جانب طاعت و عمل صالح در آنها چربيده است . ولى سابقين و پيشىگيرندگان اصلًا مردمى هستند كه در اين راه هميشه پيشتاز و جلو بودهاند . اينها افرادى نيستند كه يك مدتى در راه ديگر بودهاند يا يك حالت نوسانى داشته باشند ، گاهى از اين طرف بروند گاهى از آن طرف ولى در نهايت امر بگوييم در راه راست هستند ؛ بلكه كسانى هستند كه در هر كار خيرى سابق و مقدّم بر ديگران هستند . در آيهاى در قرآن داريم كه : « ثُمَّ اوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ » « 1 » . بعيد نيست - همين طور كه بعضى مفسرين گفتهاند - مضمون آن آيه با اين آيه يكى باشد . ابتدا اين است كه ما كتاب را ( قرآن را ) به ارث مىدهيم به گروهى از مردم كه آنها را برگزيدهايم ، كه در روايات ما آمده است كه اين آيه دليل بر اين است كه هميشه يك گروه برگزيدهاى كه علم قرآن در نزد آنها باشد وجود دارد و اين گروه ائمه هستند . از نظر اهل تسنن چنين كسانى ما نداريم كه حتى خودشان هم قائل باشند كه علم حقيقى قرآن نزد آنهاست . بنابراين يك چنين گروه خاصى ما داريم . پس مردم سه دسته هستند : آنان كه به خود ستم كردهاند . اينها همان اصحابالمشئمه هستند . اينجا تعبير قرآن اين است : مردمى كه شومى همراه خودشان دارند . قرآن در مسألهء « شومى » اين معنا را تفسير كرده كه شومى و شئامت براى هيچ كسى در خارج وجودش نيست ، شئامت هر كسى در اعمال خودش است : « قالوا انّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيمَسَّنَّكُمْ مِنّا عَذابٌ اليمٌ . قالوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ ائِنْ ذُكِّرْتُمْ » « 2 » . آيهء ديگر : « فَاذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالوا لَنا
--> ( 1 ) . فاطر / 32 . ( 2 ) . يس / 18 و 19 .